X
تبلیغات
ایران زمین - چرا بعضی کودکان عصبی هستند؟
آموزشی _ خانوادگی با رویکرد تربیتی
 

در یک مطالعه تحقیقاتی 32 مادر باردار سالم در سه ماهه سوم بارداری تحت تست استرس قرار گرفتند و بعد از اتمام آزمون تعداد ضربان قلب جنین در این مادران مورد ارزیابی قرار گرفت. بر اساس نتایج این مطالعه در مادران بارداری که عصبی و مضطرب هستند احتمال تولد کودکان با مشکلات عصبی و رفتاری بیشتر است.

کم و بیش کودکانی را دیده ایم که مانند همسالان خود توان سازگاری ندارند. در زمان بازی بی حوصلگی و ناآرامی بیشتری دارند. به آسانی و با اندک مخالفت با خواسته هایشان جیغ می کشند و یا به لجبازی و پرت کردن اسباب و وسایل به اطراف می پردازند. خواب های کوتاهی دارند و در شب های زیادی دارای کابوس در خواب هستند. در برخی از آنها هم شب ادراری، ناخن جویدن، اضطراب جدایی و ... به وفور قابل مشاهده است.

 

چرا برخی کودکان عصبی هستند؟

روان شناسان عصبی و پرخاشگر بودن کودکان را به عوامل مختلفی نسبت داده اند. به نحوی که موارد زیر را می توان علت تحریک پذیری و عصبیت کودکان دانست.

والدین آرام و راضی هدفمند زندگی می کنند. عشق بیشتری نثار فرزندشان می کنند. با علاقه بیشتر کار و زندگی می کنند. در مواجهه با مشکلات توان سازش و حل مسأله بیشتری دارند و همه اینها به صورت خودآگاه و ناخودآگاه فرزندان را آرام تر و صبورتر می سازد.

اضطراب در کودکان

بسیاری از کودکان که ما شاهد پرخاشگری آنها هستیم اضطراب و دلشوره زیادی را تجربه می کنند. عدم رسیدگی لازم توسط والدین، تنبیه های بدنی و مشاجرات خانوادگی از جمله علل اضطراب  در کودکان و بالتبع خشونت و عصبانی بودن آنها می شود.

 

الگوهای یادگیری

کودکان تقلیدگران خوب و ماهری هستند لذا کودکانی که در محیط خانه از وجود مادر یا پدری عصبی یا مضطرب بهره مند هستند به آسانی می توانند الگوهای رفتاری آنان را که تحریک، بی حوصلگی، پرخاشگری و یا زد و خورد است فرا بگیرند.

 
کودک

ناکامی در کودکان

کودکان در سنین یک سالگی به بعد برای کشف محیط و کسب تجربه و شناخت اطراف کنجکاوی فراوانی دارند و تمایل دارند توانایی و استقلال را به خود و دیگران ثابت کنند. در این سنین است که در انجام هر کاری مصرند تا به صورت انفرادی عمل کنند و با وجود توان اندک و مهارت ناقصشان اصرار بر رفتارهای مستقلانه دارند. حتماً زیاد شنیده اید که می گویند کودک 2 ساله ام خودش می خواهد غذا بخورد و یا اجازه نمی دهد در پوشاندن لباس هایش کمکش کنم و ... این نوع رفتارها حاکی از نیاز کودک به باور خویش است در این سنین اگر مدام با اتفاقات منفی کودک را ناتوان معرفی کنیم و یا به اجبار فضای عمل کردن را از او بگیریم و یا خطاهای رفتاری را به او زیاد گوشزد کنیم ناکامی فراوانی را در کودک دامن زده ایم که به پرخاشگری و خشونت می انجامد.

 

پدران و مادران کمال طلب و سرزنش گر

بسیاری از والدین آرزو دارند فرزندانی کامل و از همه حیث عالی تربیت کنند . لذا تصور می کنند برای این کار باید فرزندشان را مرتباً به زیر تیغ انتقاد و اخطار ببرند تا او را از اشتباهات رفتاری خود آگاه کرده و خوب بار بیاورند. غافل از اینکه بکن نکن های مستمر پدر و مادر و امر و نهی های غیر ضروری و انتقادهای مداوم جز حقارت درونی نتیجه ای در بر نداشته و کودکی بدون عزت نفس و خجالتی را تربیت می کند که مدام خود را مستحق تحقیر دانسته و همین احساس حقارت او را عصبی و خشن می سازد. آموزش رفتارهای درست و حذف رفتارهای ناپسند فقط از طرق روش های مستقیم نباید انجام شود. در بسیاری اوقات تشویق، رفتارهای مثبت آن ها را افزایش داده و همراهی آن با بی اعتنایی به رفتار منفی می تواند رفتار منفی را به خاموشی سوق دهد. به علاوه کودکان ما در اکثر اوقات خود ما را به عنوان الگو و مدل اختیار می کنند و اگر روحیه ای تکریم گر، مثبت اندیش، مشوق و باگذشت داشته باشیم می توانیم او را با فضائل اخلاقی بیشتر آشنا کنیم. کودکانی که مورد تنبیه و خشم مداوم والدین قرار می گیرند تصور می کنند بهترین راه حل برای رسیدن به اهداف، خشونت است. لازم به ذکر است که کودکان والدین بامحبت و قاطع خیلی آرام تر از کودکان والدین خشن و سرزنش گر هستند.

اگر مدام با اتفاقات منفی کودک را ناتوان معرفی کنیم و یا به اجبار فضای عمل کردن را از او بگیریم و یا خطاهای رفتاری را به او زیاد گوشزد کنیم ناکامی فراوانی را در کودک دامن زده ایم که به پرخاشگری و خشونت می انجامد.

نگرش والدین نسبت به زندگی

محققان اعلام می کنند که مادران و البته پدران با آرامش درونی و نگرش خوش بینانه نسبت به زندگی فرزندانی آرام تر دارند. والدین آرام و راضی هدفمند زندگی می کنند. عشق بیشتری نثار فرزندشان می کنند. با علاقه بیشتر کار و زندگی می کنند. در مواجهه با مشکلات توان سازش و حل مسأله بیشتری دارند و همه اینها به صورت خودآگاه و ناخودآگاه فرزندان را آرام تر و صبورتر می سازد. علاوه بر این مشخص شده والدینی که در مورد استرس و نارضایتی خود کلامی حرف نمی زنند این استرس را از طریق حرکات و لحن خود به فرزندان منتقل می کنند. به علاوه مشخص شده میزان کورتیزول یا هورمون استرس در کودکانی که مادرانشان دچار استرس هستند نسبت به کودکان دیگر بیشتر ترشح می شود.

 
کودک

حال که با علل به وجود آورنده عصبانیت و خشم در کودکان آشنا شدیم بهتر است موارد زیر را در رفتار با آنها بدانیم.

پیش از هر گونه اقدام علت را شناسایی کرده و از بین ببریم. گاه درمان اضطراب مادر یا عصبانیت پدر می تواند تا حدود زیادی به مسئله کمک کند. و گاه عوامل ایجاد کننده اضطراب مثل تنبیه های بدنی و یا سرزنش های مداوم باید از میان برداشته شوند تا هر گونه رفتار اصلاحی موثر باشد.

 

در هنگام برخورد با کودکان عصبی باید پیش زمینه ها را از بین برد. به عنوان مثال اگر او برای صدا زدن شما باید چند بار این کار را انجام دهد و در نهایت عصبی شود. در دفعه اول سوال و خواسته اش را پاسخ دهید.

 

مهم این است که رفتارهای عصبی برای کودک در اثر تکرار عادت نشود. لذا در این مواقع پیش از اقدام های پرخاشگرانه تمرکز او را به مسایل دوست داشتنی منتقل کنید و به نوعی حواس او را پرت کنید و یا با همدلی و صحبت صمیمانه با او همراه شوید. یادتان باشد همدلی پیش از رفتار عصبی او باشد چرا که برای کودکان توجه منفی و پاسخ به کج خلقی بهتر از توجه نکردن است.

 

شرایط و نیاز کودکتان را درک کنید. کودکان هم مثل بزرگترها کم خواب یا خسته یا گرسنه می شوند و در این مواقع تحریک پذیری بیشتری دارند لذا نیاز او را بشناسید و رفع کنید.

 

در روش های تربیتی خود ثبات و هماهنگی داشته باشید. اگر رفتاری در کودک ناپسند و زشت است باید همیشه طرد شود. لذا اخطارهای گاهگاهی و سهل گیری های موقتی او را دچار تضاد و بی تکلیفی می نماید و به بداخلاقی او کمک می کند.

منبع:تبیان

+ نوشته شده در  89/11/02ساعت 8:27 PM  توسط shohreh  |